تمام خود من

وقتی با تمام خود او

در هم می‌آمیزد،

من و او به دیوار تکیه می‌دهیم

و لبخند می‌زنیم…

□ □ □

خوب اگه خوب، بد اگه بد

مرده دلای آدماش…

□ □ □

لذت خیره شدن به شعله‌های آتش…

لذت خیره شدن به شعله‌های آتش به عنوان یک پناه‌گاه…

به عنوان یک درب خروج اضطراری…



درب خروج اضطراری به‌هنگام حریق…

لذت خیره‌ شدن به درب خروج اضطراری به‌هنگام حریق…



موزون با شعله‌هایش…

می رقصم…

پ.ن.

اوی… داغ بود…