مغز معیوب من
تمام خاطرات را، به سان یک نوار تیپ ویدئویی با کیفیت کاملاً محو و مه‌آلود ضبط می کند — سیکوئنشیال اکسس؛
بعد کاملاً ناخودآگاه، گاه و بی‌گاه، کاملاً رندوم یه چیزهایی ازش را پخش می‌کند پشت چشمم — رندوم اکسس.

آن وقت من می‌مانم و جزئیات احساسی نویزهای مه‌آلود وارده؛ که آیا این‌ها حقیقی‌اند یا زائیده‌ی تخیل. حقیقی؟ حق؟ عیقی؟ … برای ذهن معیوب و متخیّل من، تنها چیزهایی که می‌زاید حقیقی‌ند و الباقی وهم دیدگانش…

مغز معیوب من، شب‌ها که من را می‌خواباند، آن‌قدر با خودش و جای‌جایش به‌صورت کاملاً رندوم عشق و حال می‌کند که تا صبح، چندین مگ خاطره موهومی می‌زاید.