من
اینجا نشسته ام.
درست سر جای خودم.
درست تنها و بدون هیچ چیزی اضافه یا کم.
اتاقم، اکنون یک خانه است. خانه دو اتاقه.
اما
روز به روز به چیزهایی که گم کرده ام اضافه می شود.

امشب مرد ولگردی که برایم قابل اعتماد بود گم شد.
گم شد.
گم شدند.
گم، گم، گم، …
می ترسم قبل از بی‌دار شدن، خودم هم گم بشوم.

(شب خوش. دارد دیر می شود خیلی.)