لذتِ نگفتن. لذتِ ننوشتن.
و چه خوب است که نوشتن ِ اعتراف به این‌که ننوشتن لذت‌بخش است، خودش لذت‌بخش است!

هُرم را دوست دارم. چون در تنهایی می‌نویسم. چون گاهی برای ریچارد، گاهی برای الئو، گاهی برای خودم، حتی برای اردک‌های اولیه، می‌نویسم.
… و کسی محکوم‌‍م نمی‌کند.

وب۲ هم خوب است. منتهی لذت کتاب خواندن به همین‌است که جای خاصی برای مطرح شدن آن وسط ندارد. که تنها می‌خوانی‌اش و اگر هم نظر مزخرف‌ای (غالباً برگفته از خودشیرین‌بینی) داشته باشی، نمی‌توانی آن را کامنت بذاری و لایک کنی.

دلم کتاب می‌خواهد. کتاب خوب. و لذت ِ فکر کردن و ننوشتن به جمله‌هایش. و لذت ِ محض قضاوت نکردن و قضاوت نکرده‌شدن.

من، حتی اگر DRم ناشی از خودشیفتگی هم باشد، گرمای هُرم را خیلی دوست دارم.