تمامی این همه سال‌ها فاصله را
که من در زمستانِ خودم، تو در زمستانِ خودت
گذرانده‌ای،
وقتی برگردیم
باید پیاده طی کنیم.

شاید راه برگشت سریع‌تر باشد؛
شاید بهار بشود — بهار واقعی؛
شاید تو هم به‌سنّی رسیده باشی که جزئیات در و دیوار دیگر حواست را پرت نکند…
شاید،
این‌بار کم‌تر از هم خسته بشویم.

تمامی این همه سال‌ها را
در بُهتِ بیداری، در بُهتِ ناخوابی، در بُهتِ ناباوری
سپری می‌کنیم و گاهی در آینه
می‌ترسیم بپرسیم حتی.
نه؟