00:09 سه شنبه، 13 می 14

به‌سان گربه‌ای
که قربون‌صدقه‌ی سیبیل‌هایش رفته‌اند؛
اما برای باز-خود-بودن، یا شما بخوانید نفس کشیدن دوباره از سوراخ‌های کوچک بینی‌اش،
با این مایکروتاچ‌های ۹ دلاری، همه را اصلاح کرده!

بعد،
حالا،
مهم نیست که کسی نگاهش هم نمی‌کند. اصلاً برایش مهم نیست.
نفس کشیدن‌ش هم فرق خاصی نکرده؛ درست پلنینگ نکرده خب پیش پیش. باسن لق خودش.
اما،
مهم این‌ست که،
راه رفتن روی لبه‌ی باریک شیروانی دیگر برایش سخت شده!

مهم خود تعادل و افتادن نیست،
مهم حتی ترس از عدم تعادل و پرت شدن هم نیست،
مهم
تویی که خیلی وقت‌ست فهمیده‌ای راه رفتن با سیبیل‌های شق و رق روی لبه‌ی شیروانی، تنها هنر من نبوده و نیست.

هر گربه‌ای …

19:33 شنبه، 14 می 11

زندگی آکادمیک یعنی
نگاه آنال-اتیک به تمام زیبایی‌هایی که دوست داشتی با چشم‌های بسته و از طریق پوست صورت هست حس کنی.
همه‌شان را آنال-آیس کرده‌ند — بوی مومیایی‌های سرندیپتی ماموت‌های تازه‌یافته‌شده در آلاسکا[ه]، بوی کاه بازیافت‌شده؛ بوی نرسیدن‌های نارس که نارسایی‌هایشان مرهونِ این همه حضور فاصله‌ در کنار تمام رسید[ند]ه‌ها‌ی بی‌دماغ بی‌بو است.

زندگی آکادمیک یعنی
تمام اتیکت‌هایی که دوست دارم یک روز فراموش کنم و
تمام نرسیدن‌هایی که دوست دارم یک روز صبح آن‌قدر سیبیل داشته باشم که بگویم به درک که نرسیدم!
آمان از وسوسه‌ی ژیلت؛ امان از وسوسه‌ی برق نگاه تو وقتی من را در مقصد، در مقصود می‌بینی و ذوق می‌کنم؛
امان از این انگیزه‌ها؛
امان از دویدن‌های بی‌بو و سه‌تیغه؛ امان از تو … از برق نگاه تو … از موهایت در باد … از بوی موهایت در باد یخ زده.
آیس.
مومیایی موهایت با ماهیت یک ماموت.
آلاسکاه.

Aidin,
somehow,
is a real legal guy, a regular guy;
and nothing more, and nothing less.

©2004 - 2019 blog.horm.org