دانشجوهای احمق،
اساتید را احمق می‌کنند:
اصطلاحاً به‌صورت هم‌تکاملانه، سیستمی هم‌آموز را شکل می‌دهند.

بعد کم‌کم آن‌قدر خودشان را تقویت می‌کنند تا با رسیدن به نقطه‌ی بحرانی خودسا[ز]ماندهی‌شده، از بین خودشان یکی اِندِ-انِدِ-خفونت بشود و به‌ش به‌قدر متعالی ارجاع بدهند.

گور پدر فراتطبیق! هر خری که یاری نکرد، هم‌راه نشد عزیز، سر تعظیم فرود نیاورد، مَرجَعیت متقابل نکرد و مرجوع نشد (به هم‌سازی)، همانا مصداقِ بارز و حلالِ نویز است پدر جان!

به قول استاد:
«با حذف نویز‌ها به دقّتِ ۹۹٫۹ درصد می‌رسیم که …»
(… که … (منظورش البته افزایش فراخوانی است، گور پدر دقت).)