21:46 چهار شنبه، 16 آوریل 14

دی.پی. از من، دی.آر. از تو.
بیا تو باور کن، همه چیزهایی که من باور نمی‌کنم را.
من باور نمی‌کنم را.
من باور را.
من را.
تو.

بوی سبز همه خاطرات خاکستری…
بوی سبزشان…
ال، تو که می‌دانی من تمام انگیزه‌ام برای به پیش تاختن این‌ست که معدود خاطرات سبزمان، بوی‌شان، خاطرشان، هیچ‌چیزشان، خاکستری نشود.

03:11 چهار شنبه، 10 نوامبر 10

دوباره صبح می‌شود
به همین زودی
و من میان برف‌ها خواهم بود.
با یاد الئو
با ذکر فکر یک دژاووی دیگر
با لعنت به همه‌ی رفتگانی که الحق می‌توانسته‌اند با لب‌خند بروند
با یاد همه‌ی رفتگانی که رفتن‌شان فرصت لب‌خند رو هم ازشان گرفته بود
با ذکر فکر یک دژاوی دیگر
با بوی الئو.

Aidin, somehow, is a real legal guy, a regular guy; and nothing more, and nothing less.