04:57 یکشنبه، 3 نوامبر 13

شونصد و شیزقودتا لایک، همه روی هم.
به پیر، به پیغمبر، من از شبکه‌های اجتماعی بی‌زارم.

مشکل از اینجا شروع می‌شود که آدم‌ها یا باید سِلِب باشند، یا باید آدم. هر چه این وسط باشد، دیرهضم است. مخصوصاً اگر از جایی آمده باشی که «راه رفتن با دختر [توی دانشگاه]» رویت لیبل باشد؛ آن‌وقت‌ست که می‌فهمی این لایک‌ها، این همه لایک‌ها و فِلِرت‌ها یعنی چه. مخصوصاً اگر از سرزمین قضاوت‌ها و برچسب‌ها باشی.
آدم‌هایی که نمی‌شناسیم. آدم‌هایی که می‌شناسیم ولی PYMK نیستند. آدم‌هایی که می‌شناسیم و می‌دانیم مزه‌ی تمبونی که پاشون هست چه‌قدر سرشار از تعرق و تهوع است، انزجاربرانگیزند.

لایف‌استایلِ برای دیگران زندگی کردن.

داشتم همین چند دقیقه پیش ازقضا لایف‌استایلِ «گاهی به‌جای دیگران زندگی کن، خصوصاً وقتی حرف می‌زنی باشان» را ترویج می‌کردم. پیش پای شما. اما خب، به‌وضوح فرق دارد. در این یکی شب‌ها خودتی. ساکت و آرام خودتی. کتاب برای خودت می‌خوانی. تصمیم می‌گیری بنویسی. حتی شده بی‌بازخورد. اجتماع‌گریزی نیست الزاماً؛ اما نمی‌خواهم فراموشی بهم تزریق کنند از خودم. و بیافتم در رقابتی که لازم نیست.

من را چه به ترویج و منتور کردن آخر! زندگی گریزگونه‌ام را ترویج کنم؟ مگر در قایق ریچارد چند صندلی برای سفر به توکیو هست؟ مگر کم می‌ترسم از این‌که وقتی زیر ذره‌بین‌ام یکهو خورشید از پشت ابر بیرون بیاید و بتابد و سوراخ‌گونه بسوزم؟

بیا نفرت‌های‌مان را بالاتر نیاوریم. بیا قضاوت‌های‌مان را بخوابانیم. بیا ساکت باشیم. بیا ادای آدم‌های ساکت را دربیاوریم. بیا آن‌قدر تخم سکوت بپاشیم که شب‌ها نترسیم تا صبح که نکند وقتی خوابیم کسی بخواندمان و بیش از این منفور شویم.

گم می‌شوم. گم می‌شوم در جستجوی شب‌بخیرهای‌مان. گم‌تر از هر ساکت‌ای.

.

08:01 دوشنبه، 3 ژوئن 13

انسان موجودی است اجتماعی
که اجتماع را می‌آفریند،
بعد تنگ می‌کند مناسک اجتماع را؛
بعد در تنگنا گرم می‌کند کالبد را؛
بعد مسئولیت و وجهه‌ی اجتماعی می‌بخشد، نقش‌های خلق شده را،
بعد که قالبش سفت شد، رنگ می‌کند جسم صلب را؛
بعد همه‌ی پیچ‌ها را باز می‌کند.


بشتابید! بشتابید!
انسان اجتماعی و نقش‌پذیرفته‌ی اجتماعی!
همراه با نصایح و خودصحه‌گذاری‌های دائمی!
اگر همین امروز اقدام کنید، ۱۰ درصد تخفیف جامعه‌ی نقش‌پذیرفته به‌عنوان کش‌بک به شما اهدا خواهد شد!

انسان موجودی است اجتماعی
که مضامین کوچک و تاریک شب‌های وان نایت استند را
– همان هنجارهای غریزی و آرام را –
مهجور می‌کند.
نمی‌داند لذتش بالا می‌رود!؛ بلکه امیدوارست وجدان‌های متحجر، شاید فردا صبحش جریده بشوند!

انسان موجودی است اجتماعی
و اجتماع
– این ولدزنای چموش و واژه‌فریب –
مخ همه را زده که موجودی است انسانی!
و سطحی‌زی هستیم که حواسمان نیست جای صفت و موصوف را، زیرکانه و ناجوانمردانه، عوض کرده‌اند؛
که انسانِ اجتماعی مطلوب اجتماع است، اما نه الزاماً محبوب انسان! (صفت؟ موصوف؟!)

انسان موجودی است اجتماعی
و تف به قالب همه‌ی اکثریت غالب که تنها راه موجودیت را در اجتماعی بودن چارچوب بخشیده‌اند.

همین می‌شود که فریادهای «مرگ بر آنتی‌سوشیال»شان از ته قلب، هزاران لایک می‌خورد وقتی یک گرگ وارد شهر می‌شود.

گرگ‌ها موجوداتی اجتماعی نیستند.

Aidin,
somehow,
is a real legal guy, a regular guy;
and nothing more, and nothing less.

©2004 - 2020 blog.horm.org