یه پسر خوب،
چی کار نمی‌کنه؟
آفرین! هیچ‌وقت یه قرار عاشقانه و یه امتحان میان‌ترم مهم رو، توی یک روز نمی‌ندازه.
چرا؟
چون بارِ کانتکست سوئیچ در سه شب پایانی به‌قدری بالا می‌ره که باید نصف بودجه‌ی ماهیانه رو صرف cooling سیستم بکنیم — عین روتِرهای گوگل.

یه پسر خوب،
همیشه از کتاب سال سوم ابتدائی‌ش یادش هست که
دنیا مزرعه آخرت است؛ منتهی نظر به برخی premature birthهایی که از تخم گناه و گناهک‌های آدمیزاد در همین دنیا به عمل می‌آید، گاهی لازم می‌شود که شاهد انعقاد I’d deserved it باشیم. آن‌هم خطاب کنایه‌گونه به پروردگار من‌باب «با ما هم آره، نالوطی؟».
پروردگاری که نمی‌زند توی سر AIکارها به جرم ساختن موجوداتی که هوش‌مندتر از خودشان هستند؛ به‌جرم نقض اثبات‌های شخمی-شخیّلی ۲ واحد اندیشه معارف دینی.
پروردگاری که – مثل کارگردانی که هرگز نمی‌تواند از فیلم خودش به‌چشم بیننده لذت ببرد – نمی‌تواند از بشر به‌چشم lover لذت ببرد. منتهی یهو دیدی مثل این یادگار مارتین، زد و شد!

یه پسر خوب،
وسط کارهای مهم‌ش وبلاگ آپدیت نمی‌کنه.

یه پسر خوب،
فقط تا وقتی پسر خوب هست،
که [خواسته یا ناخواسته] بخواد که پسر خوبی بمونه.