این نیمه ماه
– که زمین پشت‌ش را کرده‌اش به‌اش –
همیشه سرد است.

این نیمه‌ی تخت
– که تو پشت‌ت را کرده‌ای به‌اش –
همیشه سرد است.

این نیمه‌ی تخیّلات عاشقانه‌ی کودکـ[ـانه]‌مان
(زنبیل جولوی دوچرخه‌ی پسرک که ای.تی روی‌ش می‌نشست)
(آرامش پره‌های پشت سرندیپیتی)
(غم چهره‌ی دخترمهربون که فقط تو فهمیدی‌اش)
– که جفت‌مان ***مان را کرده‌ایم طرف‌اش –
دارد سردش می‌شود.