قوانین مورفی اصلاً خنده‌دار نیست؛
مخصوصاً برای مهندسین نرم‌افزار.

چه‌قدر دلم می‌خواست وقتی فهمیدم نمی‌توانم در سه سال
ریسک منیجمنت یاد بگیرم، جرأتش را داشتم تا ازت خواهش کنم ریسک نباشی.

چه قدر دلم می‌خواست وقتی بعد از سه سال فهمیدم ریسک توئی و بقیه بهانه‌ست،
به سناریوی دِد آن ارایول پدرژپتو فکر نمی‌کردم و
اقرار می‌کردم: پینوکیو مرده به‌دنیا می‌آید، لطفاً مجدداً فلان نکنید.

چه‌قدر دلم می‌خواست از فرشته‌ی مهربان عاجزانه تقاضا می‌کردم
اوّلین پروتوتایپ را (به نیّت ثرو-اِوِی)، «از ایز» بپذیرد؛
وقتی بعد از یک سال بعد از سه سال می‌فهمم
نوزادان زنده‌ تا قبل از در آوردن دندان، شب‌ها تا صبح گریه می‌کنند
و نوزادان مرده،
هرگز دندان در نمی‌آورند.