– تو سوت هم بلد بودی بزنی، نه؟‌ یادمه بلد بودی…
– آره، ولی نه تو تخت.

از آن وقت‌هایی بود که کول‌بودن، هم هدف را توجیه می‌کرد
هم وسیله را…

دفعه‌ی سوم – مثل هر مرد دیگری –
Alt را با کف پای راستم گرفته بودم و دنبال F4 می‌گشتم.
و او، مثل هر پارتنر مهربان و خوش‌قلب دیگری
Ctrl را با نوک انگشت کوچک‌ش گرفته بود و دنبال F5 می‌گشت.