باز باید رکورد زد؛
با آدم‌های بزرگ و نیمه‌بزرگ و ربعه‌بزرگ حرف زد
بعد شب شک کرد که آیا واقعاً مورفی می‌خواسته حال بگیرد یا حال بدهد؟!

طول می‌کشد،
اما می‌فهمم؛
نه Power، نه Intelligence، نه Erotica،
هیچ‌کدام نجات‌دهنده نی‌ستند.
نگاه و گود شدن و سیاه شدن زیر چشم و تار رفتن مردمک‌ها،
را
باید
فکری به‌حال‌شان کرد.

هر سال ۳۶۵ روز است که هر ۲۲ سال یک‌بار ممکن‌ست تا دو، سه هزار روز هم به‌طول بیانجامد.

رکورد را
بخواهی، نخواهی،
می‌زنی.
مهم نفس عمل است
که آن هم روزی سه بار به *ـا می‌رود و شبی چهار بار یقه‌مان را توی خواب می گیرد.
بعد بی‌دارمان که کرد، خودش می‌رود می‌نشیند پای پنجره (مورفی را می‌گویم) و پاهایش را آویزان می‌کند و …
گریه می‌کند (مورفی را می‌گویم).