این سایکو جداً از صمیم قلب دهنِ من‌و …!
حتی شب‌ها تو خواب هم دارم روش کار می‌کنم؛ دلم می‌خواد یه شب بشه که صبح نشه و بعد که صبح شد این تموم شده باشه…

پ.ن. هیجانِ پوچِ یک فیری ِزینتی از ایدز هم بدتر است…
یاد تلاش کلاغ‌های نابالغ برای تخم گذاشتن روی چمن‌های یک استادیوم شلوغ می‌افتم. یا توئنی‌فور‌سِوِن یا هیچ‌وقت!