نفس‌های‌م مینیمال می‌شوند،
مغزم ولی،
هم‌چنان با غبارهای‌ش دست و پنجه نرم می‌کند.

من،
به خیلی چیزها هنوز امیدوارم؛
اما کم‌کم دارد باورم می‌شود
گاهی
بی‌دار شدن می‌تواند بسیار بسیار تدریجی باشد — یک ایمان ساده‌ و کوچک جدید در هر شبانه‌روز.

من،
قلّه را،
در همین حوالی اقیانوس،
لمس خواهم کرد،
عزیزجانم.