داستان‌هایی که در آن
من تنها یک ناظر هیجان‌زده و مشتاق و بسیار پی‌گیر هستم
و با ذوق سؤال‌های درست در زمان‌های درست می‌پرسم…

داستان‌هایی که در آن
ناخودآگاهِ من، کاملاً مستقل و با قدرتِ زیرپوستیِ کامل انتخاب می‌کند که من
چه‌طور به‌طور طبیعی و عمدتاً مفعولانه، دوست داشته بشوم…

داستان‌هایی که در آن
من مثلِ‌به‌عنوان یک برده‌ی فیزیکی،
مدام جابجا می‌شوم و هرگز نمی‌فهمم کِی تمام می‌شود…


داستان‌هایی که در آن
من با ریشه‌یابیِ ترس‌ها و آفت‌زدایی‌شان با عناصر خلاقیت و خودرضایت‌مندی
سعی می‌کنم خوشحالی واقعی را، ولو برای لحظاتی، باز تجربه کنم…

داستان‌هایی که در آن
من واقعیت را حسابی درهم‌تنیده می‌کنم و
وقتی برمی‌گردم، خیال‌م راحت‌ست که حداقل آن‌جا حسابی به اوج رسیده‌ام…

داستان‌هایی که در آن
خودآگاهِ من با خیالِ راحت پرواز می‌کند…
داستان‌های پروازی،
پروازهای داستانی،
داستان‌های واقعی،
پروازهای واقعی…