چیزهایی هست که نمی دانم

چیزهایی هست که می دانم

چیزهایی هست که هرگز نخواهم دانست

و چیزهایی که بعضی وقت ها حس می کنم



سیمین بر زیبا، شاخه گل تنها

حالا من از اینجا، شهر عروسک ها

واسه همه یاران، یه خبری دارم

قصه من و تو، شد ورد زبونا

من از عروسکها، از اون همه اشکا

از خنده تلخ، همه مترسک ها

واسه همه یاران، یه خبری دارم

به کوری چشم، همه حسودا

پر می کشم آخر، مثل پرستوها

میام به خونه، به آشیونه

تمام مه زیبا، سیمین بر تنها

چیکه چیکه اشکا، دارن حکایت ها

واسه همه یاران، یه خبری دارم

ای سنگ صبورم، ای اوج غرورم

عاقبت یه روزی مترسک ها

خنده رو می بینن رو لبای ما

اشکشون حجاب شرمشون میشه

پیش روی معصوم عروسکا