مهم رفتنه هست فقط، الئو.
«از»ش مهم نیست. بنویس «ریئلیتی».
«به»ش هم مهم نیست. بنویس مسکو. سن پطرزبورگ. بیروت. همین Great America Station خودمان.

مهم رفتنه هست، که «نرفتن»های متوالی، عمیق‌ترش می‌کنند.
به سعید گفتم — عمیق‌تر.
مثل مته‌ی دریل هی فر فر فر می‌چرخند و فرو می‌روند.
همه جراحاتی که ناباوری ریئلیتی در من فرو برده است.

الئو،
مطمئنم که باور می‌کنی. که DR را
که DR را
همین اسنوز های هر 9 دقیقه یک‌بار پیش‌فرض گوشی‌های سونی-اریکسون؛
همین شب‌های امتحان‌های ریاضیات مهندسی؛
همین شب‌کاوی‌های ویکی‌پدیای من؛
همین نبودن‌های تو؛
تو؛
تو،
تو…
وخیم کرد.

بعد من ماندم و فکر این‌که بین SUV سفید تو و قایق چوبی قهوه‌ای کمرنگ، کدام را نخریم.