آرشیو برای ماه : ژانویه, 2021

09:41 جمعه، 29 ژانویه 21

کالیگولا اگر زنده بود که من
بین خواب‌های‌‍م طعم بی‌خوابی نمی‌چشیدم زیر لب.

کالیگولا اگر زنده بود که من
شب‌ها تا صبح زیر پل‌های کثیف و تاریک شهر دنبال پیدانشدنی‌ها نمی‌گشتم.

کالیگولا اگر زنده بود که من
رابطه‌ام با «زمان» بر پایه‌ی مدیریت ترس بنا نمی‌شد.

کالیگولا
هر جا که هستی
مراقب خودت باش و من…
من…
من سال‌هاست به توهّم بزرگ‌تر‌شدن‌‍م دل‌شادم.

شب‌بخیر.

امضا:
من،
ناخن،
کوه.

12:44 پنجشنبه، 14 ژانویه 21

تمام هیولاهایی که می‌کُشَم را،
باید سرشان را جمع کنم در یک صندوق‌چه‌ای
تا پس‌فردا که باز توی صورتم ایستادی و زبان‌‍ت هم دراز بود
نشان‌‍ت بدهم و بگویم
«من از پشت تمام این درّه‌ها دارم می‌آیم…»

نقطه.

06:06 جمعه، 8 ژانویه 21

نفس‌های‌م مینیمال می‌شوند،
مغزم ولی،
هم‌چنان با غبارهای‌ش دست و پنجه نرم می‌کند.

من،
به خیلی چیزها هنوز امیدوارم؛
اما کم‌کم دارد باورم می‌شود
گاهی
بی‌دار شدن می‌تواند بسیار بسیار تدریجی باشد — یک ایمان ساده‌ و کوچک جدید در هر شبانه‌روز.

من،
قلّه را،
در همین حوالی اقیانوس،
لمس خواهم کرد،
عزیزجانم.

Aidin,
somehow,
is a real legal guy, a regular guy;
and nothing more, and nothing less.

©2004 - 2021 blog.horm.org