آرشیو برای ماه : می, 2020

05:58 دوشنبه، 18 می 20

از عشق،
تا تمام برف‌هایی که به‌جای سرم، روی سقف خانه می‌ریزند؛
تا تمام تلاش‌هایی که دیگر حتی حوصله‌شان را هم ندارم که صرف قانع‌کردن اطرافیان‌م بکنم؛
تا همه‌ی تأییدهای کوری که با لب‌خندهای مصنوعی، هر روز تفت می‌دهم…

من،
خیلی سال‌ها پیش کنار اتوبان گم شدم.
این تو بودی که جنازه‌ی من را پیش پدر ژپتو بردی، تا همه‌ی دوستان، آشنایان، بستگان و اقوام دلیلی برای شاد ماندن و موفق‌تر شدن داشته باشند.

وگرنه من،
اگر جنازه‌ام همان کنار اتوبان می‌ماند،
تا این سال‌ها حداقل استخوان‌های‌م با چند سگ ولگرد حسابی خو گرفته بود،
که انگیزه‌ای برای افزایش جمعیّت این کُره‌ی خاکی داشته باشم.

بیا بخوابیم،
و در خواب همدیگر را فقط با اسم کوچک صدا کنیم
و به عمقِ ترس‌های‌مان از عمقِ رازهای تاریک‌مان
زل بزنیم و سکوت کنیم و محو شویم.

شب‌هایی‌ت که روزتر از روزهای من‌اند، بخیر.

05:53 یکشنبه، 10 می 20

و با نخوابیدن تا خود صبح،
با هم،
به تمام ریش زندگی و عادت‌های مکنده‌اش
خندیدن…

من یادم هست
که هنوز سلول‌های خاک‌گرفته‌ای در کنج‌های تاریک مغزم
مورمور می‌شوند وقتی یادی می‌کنم از
همه‌ی شب‌هایی که تا صبح کنار هُرم
خندیدم و خواندم و، رقصیدم و غرق شدم؛
و تو…

تو آن‌قدر صبح‌ها رو به جلو بوده و هستی که
یادت می‌رود وقتی، همین شبِ پیشین، داشت شب‌‍ت به‌خیر می‌شد و پلک‌هایت سنگین،
بین من و لب‌خندهایم برایت،
چند صد زمستان
صدای زوزه‌ی گنگ گرگ‌های گِلِه‌دار گَلّه، و بوی برف‌های به‌ظاهر بی‌ریا
گم شده بودند…
نقطه.

من اما،
گاهی،
به زنده‌تر ماندن، بیشتر از به خودِ زندگی
دل می‌بندم.

من،
زنده‌ام باید
بیش‌تر از مُرده‌ام بیارزد.

شب خوش. آمین. لبخندت.

Aidin,
somehow,
is a real legal guy, a regular guy;
and nothing more, and nothing less.

©2004 - 2020 blog.horm.org