آرشیو برای ماه : جولای, 2019

14:25 دوشنبه، 15 جولای 19

داشتم می‌گفتم‌‍ت
«در تمام رؤیاهایی که…»
… که زنگ خورد و تو بی‌تفاوت فقط رفتی
و
همه‌ی دخترانه‌‍گی‌های‌‍ت هم پشت سرت راه افتادند
و دور شدند،
باز.

13:34 چهار شنبه، 10 جولای 19

تمام پرنده‌هایی را که
نقاشی می‌کنم، با آب و تاب، توی قفس،
یک‌روز گرم تابستانی روی هوا مشغول پرواز خواهم کشید.

تو،
حتی آن‌روز هم،
بدجور سرت در هوای خودت است و فقط به من
قدر جبران موقت و متداوم تمام فرسودگی‌های طناب بین‌مان
لب‌خند می‌زنی.
(و می‌فهمی که من هم می‌فهمم.)

من،
پرنده‌ها را یک‌بار دیگر
با رنگ‌های آبی‌تر می‌کشم و کادر را
این‌بار
رو به ماه
می‌بندم.

20:27 پنجشنبه، 4 جولای 19

تصمیم گرفتم به‌جای این‌که از همه‌ی ترس‌های‌‍م برای‌‍ش بگویم،
از همه‌ی دست‌تنها بودن‌ها و تنها بودن‌های روزمره‌ام،
صرفاً لب‌خند کلاسیک همیشه‌گی‌ام را بزنم و بگویم:
«آیدین هستم؛ یک مسافر…»

Aidin, somehow, is a real legal guy, a regular guy; and nothing more, and nothing less.