آرشیو برای ماه : فوریه, 2013

15:12 سه شنبه، 12 فوریه 13

گذشته
را خوب بلدم.
هی یادم می‌آید، لذت‌بخش و متنوع…

مغز سازنده‌ی من، فانتزی جنریت می‌کند تا حفره-خلأهای ناکام مغزم را کامروا کند.
مغز معیوب من، ریش و قیچی تمام سوراخ سمبه‌ها دستش هست.
مغز معیوب من، هر «نشده بود»ای را به «دارد می‌شود» بدل می‌کند.
مغز معیوب من، استاد تبدیل ماضی‌های بعید به مضارع‌های مستمر است…
که از خواب می‌پرم.
همه‌چیز خواب‌زمستانی می‌شود، صرف افعال هم بین خودشان بُر می‌خورند.

من خواب دیده بوده‌ام که مغزم داشته توالی مناسب زمان را درک می‌کرده بوده است.
فارغ از زمستان و خواب هم، حتی ولی، من ِ در گذشته، از من ِ در حال، از بعد درک زمانی پایدارتر است.
نقطه.

08:39 دوشنبه، 11 فوریه 13

لذت شجاع بودن
شجاعت پرزنت نکردن
پرزنت نکردن همه بودن‌ها و نبودن‌ها
بودن‌های واقعی، بودن‌های باورکردنی، بودن‌های حقیقی
بودن‌هایی از جنس خود
خود واقعی، نه خود پرزنت‌کردنی.
خود غیرمتهم‌شونده به خود بودن
خود شجاع از خود بودن و نامغرور از خود شمرده شدن
خود شجاع و مهربان
خود لذیذ…

در پردایز هرکسی فقط خودش هست و بس.
در پردایز روی هیچ‌کس کلیک راست نمی‌کنند؛ نه برای تحلیل یا حمایت، نه برای تشویق یا قساوت. نه تحکیم عدالت، نه تبلیغ قضاوت…
در پردایز لذیذ…

Aidin, somehow, is a real legal guy, a regular guy; and nothing more, and nothing less.