آرشیو برای ماه : اکتبر, 2012

03:55 جمعه، 19 اکتبر 12

بهترین راه یک شبه پول‌دار شدن این طرف ها
sue کردن ملت است؛ می‌گویند.
و بهترین راه یک شبه معروف شدن هم
نویسنده شدن است؛ حکماً.

الئو،
ریچارد ولی همه‌ی عکس‌هایش را یا با قایق خالی‌ش می‌نداخته یا صندوق پست خالی‌ش.
ریچارد ولی،

ولی از روی تمام اقیانوس‌ها با هواپیما پرواز کرده همیشه. و نتوانسته تا کمر از قایق خم بشود و گوشش را روی سطح اقیانوس بخواباند که صدای پیانو زدن تو را، آن زیر، بشنود.
شاید
چون خیلی پولدار بوده.
شاید
چون تو هرگز sueش نکردی.

03:47 جمعه، 19 اکتبر 12

دیس … کارد
کن … سِل
اس … کِیپ

باید تمرین کنم بالای ۵۰ درصد چیزهایی که می‌نویسم را قبل از ارسال محو کنم؛
تا ۵۰ درصدِ محوشدنم هم (از فرط اوور-اکسپوژر)، کم‌کم درونم خودترمیم بشود.
من،
به فساد سلولی متهمم.

حالا همه با هم:
ایگ … نُر

12:03 پنجشنبه، 4 اکتبر 12

ساعت ۵:۳۰ پ.م.
خیلی خوشبختی‌ها یهو معلوم می‌شه. : )

کاش توی مملکت خودمون هم می‌شد بدون خراشیدن با ناخن، همین لب‌خندها رو زد.

06:06 دوشنبه، 1 اکتبر 12

شبکه‌های اجتماعی
من را
یاد
۲۰۰۵
می‌اندازند.
به مثابه قطار در حال شتاب گرفتنی‌ست که حتی مقصدش معلوم نیست، اما همه از پنجره‌هایش دست تکان می‌دهند و تو ناخواسته می‌دوی. بعد وقتی با هزار بدبختی دستت را به میله می‌گیری و می‌پری بالا (این وسط یک بار هم می‌افتی و زانویت کشیده می‌شود روی زمین و زخم می‌شود)، و به راهرو سرک می‌کشی می‌بینی همه با تومبونِ راه راهِ آبیِ گورخری و دمپایی‌های وا رفته، ایستاده‌اند! و هیییچ خبری نیست. جز دوری کسانی که نتوانسته‌ند به خوبی بدوند.

شبکه‌های اجتماعی
زندگی‌های اجتماعی
اتهامات، چالش‌های خودساخته، اظهارفضل‌های اجتماعی
همه
من را یاد
۲۰۰۵ می‌اندازند.

ببخش که نمی‌توانم منطق خوبی پشت کیفیت داده‌های کاربران‌شان سوار کنم.

Aidin, somehow, is a real legal guy, a regular guy; and nothing more, and nothing less.