آرشیو برای ماه : نوامبر, 2009

00:52 یکشنبه، 8 نوامبر 09

دارلینگ دارلینگ
دلم برای تمام گم‌شدن‌های توی جنگل‌های پربرف
وقتی صورت سفیدت پشت شنل دراز و تمام مشکی‌ات پنهان می‌شود
تنگ شده.

دارلینگ دارلینگ
شوفاژها را باید ببندم که تو خواب راحت‌تر «فضاسازی» کنم، اما می‌ترسم سرما بخورم.

دارلینگ دارلینگ
دو یو آندرستند وات آی‌‍م تاکینْ اِبات؟

14:05 شنبه، 7 نوامبر 09

Mohammad Ghodsi’s Status:

آهای فیلترچی نا عزیز که هر وقت عشقت میکشه همه ی اچ تی تی پی اس ها رو فیلتر میکنی! گفتم شاید برات یک ذره اهمیت داشته باشد که با این کار تو کلی از کارهای روزمره ی ما فلج میشه! البته میدونم که میگی به درک!
ghodsi[at]gmail

11:55 شنبه، 7 نوامبر 09

چرا پیتر هیچ‌وقت نفهمید، نخواست بفهمه،
که خیلی چیزها رو لزومی نداشت من ببینم/بشنوم.

چرا پیتر هیچ‌وقت نفهمید، نخواست بفهمه،
خیلی خواب‌ها رو لزومی نداشت من ببینم.

چرا پیتر نذاشت هیچ‌وقت این‌قدر شجاع باشم
که بتونم خیلی خواب‌ها رو نبینم، یا ببینم و نفهمم.

18:51 پنجشنبه، 5 نوامبر 09

دارلینگ جان،
خدائی‌ش من از بین تمام دنیاهایی که در آن‌ها زندگی می‌کنم،
سومی‌اش (از سمت راست)
را بیش‌تر دوست دارم.

از این سوغاتی‌های intergalactic چی بیش‌تر از همه دوست داری، دارلینگ جان؟

18:47 پنجشنبه، 5 نوامبر 09

تقصیر خودت هست
که خیلی‌ چیز‌ها با من دیده‌ای
از من دیده‌ای
در من دیده‌ای.

من که نخواستم بیایی و با نیمه‌ی قهوه‌ای من آشنا بشوی.
من هیچ‌وقت خوب نخوابیده‌ام. من هیچ‌وقت کامل بیدار نبوده‌ام. من هیچ‌وقت بهترین «من هیچ‌وقت»های دنیا را نداشته‌ام.

آدم‌ها
زمستان که می‌شود
به گریه‌ی سگ می‌خندند.

تو
زمستان که می‌شود
یادت می‌رود آخرین باری را که
با هم خوابیدیم
در هم خوابیدیم.

18:47 پنجشنبه، 5 نوامبر 09

آدم‌ها
به گریه سگ‌ها
می‌خندند.

انزجار.

Aidin,
somehow,
is a real legal guy, a regular guy;
and nothing more, and nothing less.

©2004 - 2020 blog.horm.org