آرشیو برای بخش : به‌سان زنده‌بودن

00:29 چهار شنبه، 7 جولای 21

گفتم بهت که حلزونه رو دوباره دیدم؟
جالبی‌ش‌م این بود که خیلی وقت‌م بود که بارون نیومده بود. نه بارون، نه جادوگر، نه مترسک، نه کرگدن. هیچ‌چی دیگه؛ یه هشت یا نُه ساعتی یه دل سیر زل زدم به‌ش.

گفتم بهت که هواشناسی اعلام کرده که شاید تا آخر سال بارون نیاد اینجا؟

00:20 سه شنبه، 15 ژوئن 21

نباشم،
نباشم،
نباشم،

باور کن عامدانه نیست که نبودنم را، به خودم/با خودم/برای خودم، تباه می‌کنم تا تباه نکند نبودنم مرا.

می‌شنوی؟
دارم برای زندگی‌کردن‌م عامدانه می‌جنگم و تو،
قرن‌هاست عمیق‌تر از سنگینیِ پلک‌های‌‍ت خوابیده‌ای.

تباه شد،
تباه شد،
تباه شد،
همه‌ی چیزهایی که با چنگ و دندان هم کشیدیم‌‍شان،
تباه شد.
و من ده‌ها و صدها بار توضیح دادم همه‌ی تلاش‌هایم را،
برای همه و همه و همه،
که نشد که نشود؛
که نشد که ساعت‌ها در سفیدی دیوار چشمانم زل نزند؛
که نشد که ماه‌ها روی آن کاناپه‌ی کج و برجسته، نخوابم؛
که نشد که خستگی مکرر منجر به مرگ تدریجی و روزمره‌ی ملانوسیت‌ها را در سمت راست سرم نبینم،
که نشد…
که نشد…
که نشد.

حالا من خودم را عامدانه غرق می‌کنم.
فارغ از وجود یا فقدان جلیقه‌ی نجات، خودم را رها می‌کنم.
موج می‌آید و من را می‌کِشَد، می‌بَرَد، می‌رقصاند.

می‌بینی، می‌بینی، می‌بینی؟
من آن‌قدر در «غرق» غرق شده‌ام که جز صدای نفس‌های‌‍م چیزی نمی‌شنوم.
من آن‌قدر گردانیده گردیده شده‌ام در تمام موج‌ها که جز به آینده و زنده بودن‌م نمی‌نگرم.

من آن‌قدر،
من آن‌قدر،
من آن‌قدر شب‌م را به‌خیر نکردم که مجبور شدم شب را تا صبح باز بی‌دار بمانم،
شاید نرسیده به صبح
خواب‌ت را ببینم
باز.

Aidin,
somehow,
is a real legal guy, a regular guy;
and nothing more, and nothing less.

©2004 - 2021 blog.horm.org