آرشیو برای بخش : سگِ سیاهِ هم‌زیست

05:59 سه شنبه، 30 مارس 21

[در چشمانم زل زدی و همان‌گونه که گفته بودی، نیامدی و آخرش، همه]
تباه شد،
تباه شد،
تباه شد…

23:33 پنجشنبه، 4 مارس 21

برای منی که
پناهنده نیستم،
اما از خیلی پناهنده‌ها بیش‌تر درد عدم وجود مفهوم «home» در زندگی را
چشیده‌ام،
فکر کردن به سلسله‌ی تخت‌ها و صندلی‌ها و تشک‌ها و کاناپه‌هایی که شب‌ها روی‌شان خوابیده‌ام،
دل‌گرمی خوبی است — من را پذیرا بوده‌اند، بی‌آن‌که باز، به‌جرم خودم بودن، مؤاخذه شوم.

ما،
همین‌جا اذعان داریم که
حتی اگر صبح یادمان رفت در کمال حضور و آگاهی تأکید کنیم،
بسیار از شما ممنونیم. : )

امضا: من و سگِ سیاهِ هم‌زیست.

Aidin,
somehow,
is a real legal guy, a regular guy;
and nothing more, and nothing less.

©2004 - 2021 blog.horm.org